تاریخ طبری ؛ معتبرترین مرجع تاریخ ایران و اسلام
تاریخ الرسل و الملوک که نگارش ان در سال ۳۰۲
هجری از سوی مورخ و مفسر نامی ایران زمین ؛ محمد بن جریر طبری ؛ پایان
پذیرفت از جمله مشهورترین ؛ مهمترین و ارزشمندترین مجموعه های مفصل تاریخ
عمومی اسلام به شمار می اید . در تاریخ طبری ؛ غالبا روایتها و گزارشهای
مختلفی که درباره رویدادها وجود داشته ذکر شده و البته دقیقا به همین سبب
است که این کتاب در مقام مقایسه با سایر کتابهای تاریخی نگاشته شده در سده
های نخستین اسلامی از جامعیت افزون برخوردار است .
آنچه روشن است ؛ تاریخ الرسل و الملوک طبری و شیوه
نگارش روایی خاص ان موجب شد تا بیشتر علما و دانشمندانی که پس از عهد طبری
به نگارش تاریخ روی اوردند ؛ تاریخ وی را سرمشق و الگو قرار دهند و تلاش
کنند اثار خویش را به سبک و سیاق به کار رفته در کتاب او پدید اورند . در
حقیقت ؛ شیوه مورد کابرد طبری ؛ این دانشمند نامدار مسلمان ؛ چنان مقبول
نویسندگان و تاریخنگاران وافع شد که حتی قرنها بعد نیز شیوه او مورد اقبال
گسترده قرار داشت. به عنوان نمونه ؛ خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی ؛
سیاستمدار و اندیشمند عهد فرمانروایی ایلخانان ؛ چهار قرن بعد از طبری ؛
برای نگارش کتاب ارزشمند خود ؛ جامع التواریخ ؛ که به تعبیر تاریخ پژوهی
چون دیوید مورگان ؛ اهمیت و تاریخنگاری عصر مغول مدیون و مرهون وجود ان است
از سبک طبری تاثیر پذیرفت و همچنین ؛ پژوهشگری چون جان بویل ؛ ان را دایره
المعارف تاریخی خوانده و البته بزرگی چون دکتر زرین کوب از ان به عنوان
عظیم ترین و جسورانه ترین طرح در تاریخ نویسی مسلمانان و نیای فراموش شده
تواریخ امروز کمبریچ یاد کرده است ؛ از سیوه ای بهره جست که پیشتر طبری به
کار برده بود .
تاریخ الرسل و الملوک همچنین ماخذ عمده تمام کسانی واقع
شد که بعد از طبری برای تالیف تاریخ ایران و اسلام اهتمام ورزیدند . به
عنوان نموه ؛ ابوعلی مسکویه رازی که اهل فلسفه و حکمت بود و تاریخ را به
منزله اینه عبرت تلقی می کرد در قرن پنجم هجری برای نگارش کتاب ؛ تجارب
الامم و تعاقب الهمم ؛ از تاریخ طبری بهره گرفت . عزالدین علی بن اثیر نیز
در قرن هفتم هجری برای نگارش کتاب ؛ الکامل فی التاریخ ؛ که خود تاریخ
عمومی مفصل و مشهوری است ؛ از تاریخ الرسل و الملوک طبری سود جست . در
حقیقت ؛ منبع اصلی و مرجع عمده مورد استفاده ابن اثیر برای نگارش تاریخ سده
های نخستین اسلامی ؛ تاریخ طبری ؛ بود . این نکته ای است که ابن اثیر خود
در اغاز کتاب خویش به ان اساره کرده و صراحتا اذعان داشته که کتاب طبری محل
رجوع و مورد اعتماد او بوده است ؛ البته نیاز به یاداوری است که ابن اثیر
در ذکر روایات مختلف و گزارشهای گوناگون ؛ روش طبری را رعایت نکرده ؛ بلکه
کاملترین روایت و گزارش را نگاشته یا انکه روایاتی را که به نظر او درست تر
بوده یا انچه خود از منابع دیگر یافته ؛ ذکر کرده است .
از دیگر سوی ؛ تاریخ طبری از چنان جامعیت و مقبولیتی
برخوردار شد که بسیاری از تاریخنگاران را وادار کرد در سده های متمادی بر
ان ذیل ها و تکمله هایی بنویسند . به عنوان نمونه ؛ ابومحمد عبدالهه بن
محمد فرغانی ؛ در قرن چهارم هجری تکمله ای بر تاریخ طبری نگاشت حوادث رخ
داده تا سال ۳۱۲ هجری را بیان کرد . عریب بن سعد کاتب قرطبی نیز در ذیلی که
بر تاریخ طبری نوشت ؛ از حوادث رخ داده در فاصله سالهای ۳۶۵-۳۰۲ هجری یاد
کرد . محمد بن عبدالملک همدانی نیز در تکمله ای که بر تاریخ طبری نگاشت و
ان را تکمله تاریخ الطبری نام نها ؛ رویدادها را تا سال ۴۸۷ هجری دنبال کرد
. انچه روشن است به غیر از این بزرگان ؛ تاریخنگارانی دیگر همچون ثابت بن
سنان در قرن چهارم ؛ هلال بن محسن صابی و محمد بن هلال بن محسن صابی در سده
پنجم ؛ محمد بن عبدالملک و نجم الدین صالح ایوبی در قرون ششم و هفتم هجری
نیز تاریخ طبری را تا حوادث روزگار خود تکمیل کردند .
گفتنی است که اعتبار بسیار تاریخ الرسل و الملوک طبری
سبب شد تا بسیاری از دانشمندان به تلخیص ان و همچین بسیاری دیگر از علما به
ترجمه ان به زبانهای دیگر روی اورند . از جمله کسانی که به تلخیص تاریخ
طبری پرداختند ؛ می توان به محمد بن سلیمان هاشمی و ابوالحسن شمشاطی اشاره
کرد . در سده هفتم هجری نیز جرجیس نصرانی مشهور به مکین بن الامد ؛ تاریخ
طبری را هم تلخیص و هم تکمیل کرد که البته بعدها بخشی از ان توسط ؛ ارپینوس
؛ به لاتین و از سوی ؛ وایته ؛ به فرانسه ترجمه شد .
تاریخ الرسل و الملوک طبری همچنین در روزگار فرمانروایی
خاندان سامانی ؛ که به تعبیری عصر طلایی ایران بعد از اسلام از نظر توجه
به علم و فرهنگ بود ؛ به دستور امیر منصور بن نوح و از سوی وزیر بادرایت و
خردمند او ؛ ابوعلی محمد بن عبدالله بلعمی ؛ با حذف روایتهای مکرر و سلسله
اسناد و افزودن پاره ای مطالب نوین و همچنین برخی تصرفات به پارسی ترجمه شد
. نیازمند یادکردن است که در قرون ۹ و ۱۰ هجری نیز دو ترجمه به زبان ترکی
از روی تاریخ بلعمی انجام گرفت .
به هرحال در اهمیت و ارزش افزون تاریخ الرسل و الملوک
طبری همان بس که فردی چون ابن خلدون ؛ که دارای برداشتی متفاوت با همه
تاریخنگاران پیش از خود بود و به تقریب بر همه انها نقدها و ایرادهایی روا
می داشت و همچنین همواره می کوشید وقایع تاریخی را از طریق طرح و تدوین
علمی و مبتنی بر اصول صحیح نقادی درک و تفسیر کند ؛ در کتابهاب مقدمه و
العبر خود از محمد بن جریر طبری با احترام بسیار یاد کرده و او را به عنوان
مورخ و محدث ستوده است . این ارج و احترام او برای طبری چندان بود که
هنگامیکه با امیر تیمور گورکان ؛ موسس سلسله گورکانی ؛ به گفتگو و مباحثه
نشست برای سندیت بخشیدن به گفتار خویش بیان داشت که « من به استناد قول
طبری با شما بحث می کنم . »
کتاب نامه :
۱- اذکایی ؛ پرویز ؛ تاریخنگاران ایران ؛ تهران : بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار ؛ ۱۳۷۳
۲- بیات ؛ عزیزالله ؛ شناسایی منابع و ماخذ تاریخ ایران ؛ تهران : امیرکبیر ؛ ۱۳۸۳
۳- تکمیل همایون ؛ ناصر ؛ جایگاه طبری در تاریخنگاری اسلامی ؛ مجموعه مقالات یادنامه طبری ؛ تهران : سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ؛ ۱۳۶۹
۴- سجادی ؛ محمد صادق و عالم زاده ؛ هادی ؛ تاریخنگاری در اسلام ؛ تهران : سمت ؛ ۱۳۸۰
۵ - روزنتال ؛ فرانز ؛ تاریخ تاریخنگاری در اسلام ؛ مشهد : استان قدس رضوی ؛ ۱۳۶۵
۶- زرین کوب ؛ عبدالحسن ؛ تاریخ در ترازو ؛ تهران : امیرکبیر ؛ ۱۳۸۳
۷- تاریخنگاری در اسلام ؛ ترجمه و تالیف یعقوب اژند ؛ تهران : گستره ؛ ۱۳۶۱
۸ - تاریخنگاری در ایران ؛ ترجمه و تالیف یعقوب اژند ؛ تهران : گستره ؛ ۱۳۸۰
ارسال شده توسط :Mosy Rele در سه شنبه 20 مهر 1389 | نظرات ()
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها :
تاریخ طبری ، تاریخ الرسل و الملوک ، به اشتراک بگذارید :
|