نواختن
موسیقی سنتی ایران با پیانومعمولی کار دشواریست چونکه ساخت پیانو بر پایه
دوازده صوت در هر هنگام (اکتاو) است در صورتی که در موسیقی سنتی احتیاج به
هفده صوت است، یعنی اگر پیانو را از اول برای موسیقی سنتی ساخته بودند
میبایستی پنچ کلید به هر هنگام اضافه میکردند که البته طول آن پیانو یک
برابر و نیم بزرگترو چندین برابرگرانترمیشد.
تمایز دیگر بین صوت
های پیانو معمولی و اصوات سنتی ما، فاصله صوت ها از یکدیگراست. توضیح آنکه
تنش (فرکانس) یک کلید پیانو نسبت به تنش کلید قبل از آن ٠۵٩۴ /١ یا تقریبا
شش در صد بیشتر است. باین ترتیب اگر از یک کلید پیانو، مثلا سل، شروع کرده
و پس از طی دوازده فاصله بطرف بالا حرکت کنیم به کلید هنگام یا سل دیگری
خواهیم رسید که تنش آن دوبرابر کلید سل اولی خواهد بود. ضریب ٠۵٩۴ /١ در
حقیقت ریشه دوازدهم عدد دو است یعنی عددی که چون دوازده مرتبه در خودش ضرب
شود مساوی با عدد دو باشد. تصاعد تنش صوتی برمبنای یک ضریب مشخص که در
تمام موسیقی غرب معمول است، یک حالت ِ تعادلی به موسیقی اروپایی میدهد که
در موسیقی سنتی وجود ندارد و همین اعتدال درفواصل صوتی ِ موسیقی غربی است
که همنوازی (هارمونی) را، دراجرای یک مجموعه بزرگی از آلات موسیقی، مثلا
چون یک سنفونی، آسان ساخته است. در موسیقی ما بر عکس ِ موسیقی غرب تعادل
صوتی بکاربرده نمیشود و فواصل صوتی تا اندازه ای منوط به دستگاه مورد
نظراست، کما اینکه همنوازی بزعم آنچه که در غرب معمول است در موسیقی ما
نایاب میباشد. البته در موسیقی ما، مانند اکثر تمدن های دیگر دنیا، فاصله
هنگام بوضوح مطرح است.
محدویت سازهای غربی در اجرای موسیقی ایرانی:
نواختن
موسیقی سنتی ایران با پیانومعمولی کار دشواریست چونکه ساخت پیانو بر پایه
دوازده صوت در هر هنگام (اکتاو) است در صورتی که در موسیقی سنتی احتیاج به
هفده صوت است، یعنی اگر پیانو را از اول برای موسیقی سنتی ساخته بودند
میبایستی پنچ کلید به هر هنگام اضافه میکردند که البته طول آن پیانو یک
برابر و نیم بزرگترو چندین برابرگرانترمیشد.
تمایز دیگر بین صوت
های پیانو معمولی و اصوات سنتی ما، فاصله صوت ها از یکدیگراست. توضیح آنکه
تنش (فرکانس) یک کلید پیانو نسبت به تنش کلید قبل از آن ٠۵٩۴ /١ یا تقریبا
شش در صد بیشتر است. باین ترتیب اگر از یک کلید پیانو، مثلا سل، شروع کرده
و پس از طی دوازده فاصله بطرف بالا حرکت کنیم به کلید هنگام یا سل دیگری
خواهیم رسید که تنش آن دوبرابر کلید سل اولی خواهد بود. ضریب ٠۵٩۴ /١ در
حقیقت ریشه دوازدهم عدد دو است یعنی عددی که چون دوازده مرتبه در خودش ضرب
شود مساوی با عدد دو باشد. تصاعد تنش صوتی برمبنای یک ضریب مشخص که در
تمام موسیقی غرب معمول است، یک حالت ِ تعادلی به موسیقی اروپایی میدهد که
در موسیقی سنتی وجود ندارد و همین اعتدال درفواصل صوتی ِ موسیقی غربی است
که همنوازی (هارمونی) را، دراجرای یک مجموعه بزرگی از آلات موسیقی، مثلا
چون یک سنفونی، آسان ساخته است. در موسیقی ما بر عکس ِ موسیقی غرب تعادل
صوتی بکاربرده نمیشود و فواصل صوتی تا اندازه ای منوط به دستگاه مورد
نظراست، کما اینکه همنوازی بزعم آنچه که در غرب معمول است در موسیقی ما
نایاب میباشد. البته در موسیقی ما، مانند اکثر تمدن های دیگر دنیا، فاصله
هنگام بوضوح مطرح است.
گام استاندارد غربی:
گام دوازده صوتی
غربی که بگام کروماتیک معروف است گامیست معتدل که درآن هر کلید پیانو،
معرف یک صوت (یا یک نت ) میباشد. این گام شامل تمام ِ اصواتیست که در
موسیقی غربی وجود دارد و کلیه موسیقی کلاسیک غرب و تمام آلات موسیقی
اروپایی بر مبنای همین گام طرح شده اند. گام کروماتیک در حقیقت تلفیقی است
از گام های نامعتدل ِ قبل از زمان باخ که دراروپای آنزمان معمول بوده.
بعضی براین باورند که گام معتدل گامیست غیرطبیعی بدلیل اینکه اکثر
خوانندگان سولو و یا تکنوازان ساز های بدون پرده خود بخود از اعتدال خارج
میشوند. شاید همین طبیعی بودن موسیقی ماست که باعث ایجاد خود کاوی و یا
بقول استاد مرتضی ورزی "غم" میشود. بهر صورت اگر جنبه اعتدال را فراموش
کنیم، بجاست که گام هفده صوتی سنتی را "گام کروماتیک ایرانی" بنامیم چونکه
هریک از پرده های تار و یا سه تار نماینده یکی از هفده صوت (یا نت) این
گام است.